اى بندگان خدا از عبرتها پند گیرید ، و از اثر گذشتگان متوجه شوید ، و به وسیله نعمتها از نافرمانى خدا باز ایستید ، و از پندها سود برید .
دع
ایام شهادت حامی ولایت، همسر امامت
از جابر بن عبداللّه انصارى روایت شده است که پیامبر خدا (ص) پس از پایان نماز عصر در محرابش روبروى مردم نشست ، مردم اطراف حضرت را گرفتند ، در این حال پیرمردى از عرب هاى مهاجر که جامه اى کهنه و مندرس در بر داشت و از شدّت ناتوانى و فرتوتى قدرت روى پا ایستادن نداشت ، وارد شد ، حضرت نسبت به او دلجویى کرده ، وى را مورد تفقد قرار داد و احوالش را پرسید ; پیرمرد گفت : اى رسول خدا ! من گرسنه ام سیرم کنید ، برهنه ام لباسم دهید ، ندار و تهیدستم عنایتى نمایید .
حضرت فرمود : خود من چیزى ندارم که به تو پرداخت کنم اما آن کسى که به سوى خیر دلالت کند مانند کسى است که خود خیر را انجام دهد ، به خانه کسى برو که خدا و پیامبرش را دوست دارد و خدا و پیامبرش نیز او را دوست دارند و او خدا را بر خود ترجیح مى دهد ; برو به خانه فاطمه ! و فرمود : بلال ! این مرد را به خانه فاطمه برسان . پیرمرد بیابانى همراه بلال حرکت کرد ، چون به خانه فاطمه رسید با صداى بلند گفت :
برچسب:
نویسنده: حسن داوردان
فضیلت امام حسن مجتبی (ع)
ابن شهر آشوب از امام رضا (ع) روایت کرده است که عیدی پیش آمد، امام حسن و امام حسین (ع) جامه نو نداشتند ، نزد مادر بزرگوار خود آمدند و فرمودند همه اطفال مدینه زینت کردند غیر از ما ، چرا ما را مزیّن نمی گردانی ؟ حضرت فاطمه (س) فرمودند : جامه های شما نزد خیّاط است چون بیاورد شما را مزیّن خواهم کرد . چون شب عید شد باز به نزد ماد آمدند طلب جامه عید کردند ، حضرت فاطمه گریان شد و باز همان جواب را به ایشان گفتند .....
برچسب:
نویسنده: حسن داوردان
چشم اهل مدینه، روزی به جمال زینب کبری روشن شد که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در سفر بودند. فاطمه زهرا علیها السلام به امیر مؤمنان علیه السلام عرض کردند: چون پدرم در مسافرت هستند، نامی برای این دختر برگزین. علی علیه السلام فرمودند: من بر پدرت پیشی نمی گیرم. صبر می کنیم تا رسول خدا صلی الله علیه و آله از سفر باز گردند.
پس از بازگشت رسول خدا صلی الله علیه و آله از ایشان خواستند تا نامی برای نو رسیده انتخاب کنند. پیامبر فرمودند: فرزندان فاطمه اگرچه اولاد من هستند، ولی امر آنها با خدا است و من منتظر دستور الهی می مانم. جبرئیل نازل شد و عرض کرد: خداوند می فرماید: نام این دختر را زینب بگذارید، چرا که این نام را در لوح محفوظ نوشته ایم.
برچسب:
نویسنده: حسن داوردان
روز میلاد زینب کبری(س)
پرستاری هنری است بی نظیر و تخصصی است بی همتا. پرستاری تنها مراقبت از علایم حیاتی بیمار نیست؛ فقط نگاهبانی از مرز حیات بیمار نیست؛ بلکه دمیدن روح زندگی است در تن رنجور بیمار؛ وزش نسیم محبت است و جاری کردن زلال امیدواری در بدن خسته بیمار؛ پرستاری حفظ جان بیمار است و تقویت روح او؛ درمان زخم های بیمار است و مرهم نهادن بر زخم های درون او. پرستاری آمیختن طبابت جسم است با طبابت روح؛ روشن نگه داشتن چراغ حیات بیمار است و درخشان کردن خورشید ایمان و اعتمادش به زندگی. برای همین است که پرستاری هنر است و تخصص.
روز میلاد زینب کبری(س)، پرستار همه عاطفه ها و همه ستاره های درخشان ایمان و عفّت و پرستار همه ارزش های زخم دیده در تاریخ شیعه را به همه پرستاران و منادیان انسانیّت و ایمان تبریک می گوییم؛ به همه پرستارانی که از پس ابر حیا و عفّت، باران عاطفه باریدند و به نور ایمان درونشان گرمای زندگی در کالبد جامعه جاری کردند .
برچسب:
نویسنده: حسن داوردان
میلاد زینب کبری بانوی صبر
تمام هـسـتی من خاک پایتان بانو و جان عالم هـسـتی فدایتان بانو
کـویـر جسم زمین پر شکوفه می گردد که مـی وزد نـفـس د ل گـشـایـتان بانو
هـزار مرتبه گفـتم و باز می گویم تـمـام هـستی من خاک پایتان بانو
میلاد عمه سادات زینب کبری (س) بر مولا و سرور مان امام عصر مهدی صاحب زمان و تمامی شیعیان مبارک باد
برچسب:
نویسنده: حسن داوردان
فضیلت امام حسن مجتبی (ع)
امام حسن مجتبى (ع) در سن هفت سالگى در مجلس حضرت رسول (ص) حاضر مىشدند ، آیات وحی را که تازه نازل شده بود یاد می گرفتند و در خانه برای مادرش فاطمه (س) می خواندند ، هر وقت امیرالمؤمنین (ع) داخل خانه می شد می دید که فاطمه زهرا (س) آیاتی را می خواند . می فرمودند : چه کسی اینها را به تو یاد داد حال آنکه امروز نازل شده است ؟ ........
برچسب:
نویسنده: حسن داوردان
فضیلت امام حسن مجتبی (ع)
شیخ مفید از طریق مخالفان روایت کرده است که حضرت رسالت (ص) فرمودند: حسن و حسین دو گوشواره عرشند و فرمودند : بهشت به حق تعالی گفت :در من ساکن کرده ای ضعفا و مساکین را، حق تعالی به او ندا کرد که : آیا راضی نیستی که ما رکن های تو را زینت داده ایم به حسن و حسین ، پس بهشت بر خود بالید چنانچه عروس بر خود می بالد.
ارشاد شیخ مفید (ج2 ص127)
برچسب:
نویسنده: حسن داوردان
فضیلت امام حسن مجتبی (ع)
روزی امام حسن و امام حسین (ع) هر کدام خطی نوشته بودند، امام حسن (ع) به برادرش فرمودند: خط من زیباتر از خط تو است.
امام حسین (ع) فرمودند: اینطور نیست بلکه خط من زیباتر است، هر دو به مادر خود حضرت فاطمه (س) عرض کردند: شما بین ما دو نفری داوری کنید.
برچسب:
نویسنده: حسن داوردان
فضیلت امام حسن مجتبی(ع)
سلمان رحمة الله می گوید: روزی خدمت رسول خدا (ص) مشرف شده و سلام دادم سپس به منزل حضرت فاطمه زهرا (س) رفتم آن حضرت فرمودند : ای عبدالله؛ حسن و حسین (ع) گرسنه اند و گریه می کنند دست آنها را بگیر و نزد جدشان ببر تا به آنها طعام دهد. دست آن بزرگواران را گرفتم و به خدمت پیغمبر اکرم (ص) آوردم آن حضرت چون آن دو را دیدند فرمودند: ما لکما، حبیبی؟ فرزندان نیکوی من شما را چه می شود؟ فرمودند: به طعام اشتها داریم ، حضرت سه بار فرمود: اللهم اطعمهما (خدایا آن دو را طعام بده)
سلمان رحمة الله گوید: ناگاه یک گلابی در دست رسول خدا (ص) که لطیف تر از پر، سفیدتر از برف، شیرین تر از عسل و از کره نرم تر بود ظاهر شد، آن حضرت انگشت شصت مبارکش را بر آن کشید و به دو نیم کرد نیمی را به امام حسن (ع) و نیمی را به حسین (ع) داد من به آنها نگاه می کردم و اشتها داشتم ، پیامبر (ص) دریافتند که من اشتها دارم فرمودند:
یا سلمان؛ هذا طعام من الجنۀ لا یأکله حتی ینجو من الحساب.
ای سلمان؛ این طعام از بهشت است ، کسی آن را نمی خورد مگر اینکه از حساب رها باشد. (یعنی کسی از این طعام می خورد که از حساب روز جزا پاک و بهشتی باشد)
منابع :
صحیفۀ الأبرار (ج2 ص169)
بحارالأنوار (ج43 ص308)
برچسب:
نویسنده: حسن داوردان
فضیلت امام حسن مجتبی (ع)
شیخ مفید به سند معتبر از جابر بن عبداللّه انصاری روایت کرده است که روزی حضرت رسالت دست امامان حسن و حسین (ع) را گرفته بود و فرمودند: این دو پسر خود را در کودکی تربیت کردم ، در بزرگی برای ایشان دعا کردم و از حق تعالی سه خصلت از برای ایشان طلبیدم دو خصلت را بر من عطا کرد و سوّم را منع کرد...
برچسب:
نویسنده: حسن داوردان
فضیلت امام حسن مجتبی (ع)
در کتاب بشارة المصطفی به سند مخالفان روایت کرده است که روزی حضرت محمد (ص) را به طعامی دعوت کردند جمعی از صحابه در خدمت آن حضرت بودند در میانه راه امام حسن را دیدند که بازی می کنند آن حضرت از صحابه پیش افتاد دست های خود را گشود که آن امام معصوم را بگیرند امام مجتبی (ع) از روی بازی به این طرف و آن طرف می دویدند و حضرت از پی او می رفتند و می خندیدند تا او را گرفتند دست بر سر امام حسن (ع) و دست در گردن او کردند میان دهانش را بوسیدند و فرمودند حسن از من است و من از اویم خدا دوست دارد کسی را که امام حسن (ع) را دوست دارد ، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) دو فرزند هستند از پیغمبران .
بشارة المصطفی (ص 156)
برچسب:
نویسنده: حسن داوردان
فضیلت امام حسن مجتبی (ع)
ابن شهرآشوب از کتاب حلیة الاولیاء و مسند و احمد کتب بسیار از کتب معتبره روایت کرده است که روزی حضرت محمد (ص) را حالت نزول وحی به هم رسید چون باز آمد فرمودند : ملکی بر نازل شد که پیش از این هرگز بر زمین نیامده بود ، از حق تعالی رخصت طلبید که بر من سلام کند و بشارت دهد مرا که امام حسن (ع) و امام حسین (ع) بهترین جوانان اهل بهشتند و حضرت فاطمه (س) بهترین زنان اهل بهشت است.
مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 445
برچسب:
نویسنده: حسن داوردان
فضیلت امام حسن مجتبی (ع)
ابن شهرآشوب به سند مخالفان از ابن عباس و دیگران روایت کرده که گفتند: ما روزی در خدمت حضرت رسول اکرم (ص) نشسته بودیم که جبرئیل نازل شد جامی از بلور سرخ آورد مملو از مشک و عنبر ، گفت: یا رسول الله حق تعالی تو را سلام می رساند و تو را به این جام تحیّت فرمود و امر می کند تو را که به این جام تحیّت کنی علی و دو فرزند او را، چون جام در کف آن حضرت در آمد به قدرت الهی به سخن آمد سه مرتبه (لا اله الله) و سه مرتبه (الله اکبر) گفت و سپس بر زبان جاری کرد ...
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ ۞ طه ۞ مَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَىٰ۞ (1)
پس بویید آن را حضرت رسول (ص) و رسم تحیّت به امیرالمؤمنین داد چون به دست حضرت علی (ع) در آمد به سخن آمد گفت:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ ۞وَمَن يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ۞(2)
و حضرت آن را بویید و به رسم امانت و تحیّت به امام حسن (ع) تسلیم نمود چون به کف آن حضرت در آمد گفت :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ ۞عَمَّ يَتَسَاءَلُونَ۞عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ۞الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ۞ (3)
وامام آن را بویید و بر وجه تحیّت به امام حسین (ع) داد، چون در کف آن جناب در آمد گفت:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ ۞أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَإِن يَشَإِ اللَّهُ يَخْتِمْ عَلَىٰ قَلْبِكَ وَيَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ۞ (4)
بویید و به حضرت رسالت (ص) داد و باز به سخن آمد گفت:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ ۞ فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ ۞ (5)
و آن جام در کف آن حضرت نا پدید شد ندانستیم که به آسمان بالا رفت یا در زمین فرو.
1. سوره طه ایه 1 و 2 منبع: مناقب ابن شهر آشوب
2. سوره مائده آیه 55
3. سوره نبأ آیه 1 و 2 و 3
4. سوره شوریٰ آیه 23
5. سوره نور آیه 35
برچسب:
نویسنده: حسن داوردان
فضیلت امام حسن مجتبی (ع)
در کتاب « مناقب » آمده است: محمد بن اسحاق می گوید: روزی ابوسفیان نزد امیر المؤمنان علی علیهالسلام آمد و گفت: یا اباالحسن؛ من به تو احتیاجی دارم. حضرت فرمود: چه حاجتی داری؟ گفت: به همراه من نزد پسر عمویت محمد برویم، از او درخواست نمایی تا میان ما قراردادی بنویسد. علی (ع) فرمود:
ای ابوسفیان؛ پسر عمویم رسول خدا (ص) با تو قرار و پیمانی بسته است که هرگز از آن باز نخواهد گشت. فاطمه زهرا (ع) پشت پرده شاهد این گفتگو بود، امام حسن (ع) نیز که کودکی چهارده ماهه بود در برابر مادرش راه می رفت. ابوسفیان به حضرت فاطمه (س) گفت: ای دختر محمد؛ به این کودک بگو به خاطر من نزد جدش سخنی گوید تا به وسیله آن، بر عرب و عجم مهتری و آقایی کند. در این هنگام امام حسن (ع) به سوی ابوسفیان آمد، دستی بر بینی و دست دیگری بر ریش او زد، تا آنکه خداوند متعال زبان او را با این سخن گفتن گویا ساخت و فرمود: ای ابو سفیان تو بگو " اله الا الله، محمد رسول الله" تا من شفیع تو گردم. وقتی امیرالمؤمنین علی (ع) این منظره را دید فرمودند :
الحمدلله الذي جعل فی آل محمد من ذریۀ محمد المصطفی (ص) نظیر یحیی بن زکریا. (و آتیناه الحکم صبیا)
حمد و سپاس مخصوص خدایی است که در آل محمد (ص) ذریه ای از محمد مصطفی (ص) قرار داد که نظیر یحیی بن زکریا (ع) است (که خداوند درباره او می فرماید) و ما فرمان (نبوت) را در کودکی به او دادیم
منابع :
بحار الاموار (ج43 ص326)
برچسب:
نویسنده: حسن داوردان
فضیلت امام حسن مجتبی (ع)
اسماعیل بن یزید می گوید: امام باقر علیهالسلام فرمودند: مردی در زمان رسول اکرم (ص) گناهکار بود و حکم دستگیری او صادر شده بود آن شخص مدتی متواری شده و جرئت نداشت از خانه بیرون آید و برای نجات خود دنبال وسیله ای می گشت، تا اینکه روزی در راه خلوتی امام حسن و امام حسین (ع) را دید. دوید و ایشان را برداشت و بر دوش خود سوار نمود و به محضر مبارک رسول خدا (ص)رسید و عرض کرد: یا رسول الله؛ انی مستجیر بالله و بهما. ای رسول خدا؛ به راستی که من به خدا و این دو فرزندانت پناه آورده ام. پیامبر اسلام (ص) چنان خندید تا اینکه دست مبارکش را به دهان خویش نهاد. سپس به آن مرد فرمودند :« اذهب فانت طلیق » :« برو تو آزاد شدی »
و به امام حسن و امام حسین (ع) فرمودند: من شفاعت شما را در این امر پذیرفتم.
در آن حال خداوند به جهت تأیید این شفاعت این آیه شریفه را نازل فرمود:
(و لو أنهم اذ ظلموا أنفسهم جاؤك فاستغفرو الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما)
اگر اینان زمانی که به نفس های خود ستم کردند نزد تو آمدند و از خدا آمرزش خواستند و برای آنها آمرزش طلبیدی هر آینه آنها خداوند را توبهپذیر و مهربان می یابند . {1}
(بدین گونه امام حسن (ع) و امام حسین (ع) سبب قبولی توبه گنهکاری شد)
منابع :
سوره نساء آیه (64)
بحار الانوار (ج43 ص318)
برچسب:
نویسنده: حسن داوردان