اى بندگان خدا از عبرتها پند گیرید ، و از اثر گذشتگان متوجه شوید ، و به وسیله نعمتها از نافرمانى خدا باز ایستید ، و از پندها سود برید .
دع
چون شب تار شد کسی در را کوبید حضرت فاطمه (س) گفتند کیست ؟ گفت : ای دختر رسول خدا من خیّاطم ، جامه های فرزندان گرامی شما را آورده ام . حضرت فاطمه (س) در را گشودند و دیدند مردی در نهایت جلال و مهابت و حُسن سیما دستمالی بسته بدست آن حضرت داد و بر گشت . چون حضرت به خانه در آمد دستمال را گشودند در آن دستمال دو پیراهن ، دو دراعه ، دو زیر جامه ، دو رداء ، دو عمامه و دو موزه سیاه که عقب آنها از پوست سرخ بود دیدند ، حسنین (ع) را از خواب بیدار کردند و لباس ها را بر تن ایشان کردند . در آن حال حضرت محمد (ص) داخل شدند و حسنین (ع) را مزیّن دیدند هر دو را در بر کشیدند و بوسیدند ، به حضرت فاطمه فرمودند : خیّاط را دیدی ؟ حضرت زهرا (س) فرمودند : بلی ی رسول الله و آورد جامه هائی که برای ما فرستاده بودی ، حضرت فرمودند : او خیّاط نبود ((رضوان)) خازن بهشت بود ، حضرت فاطمه (س) فرمودند : یا رسول الله که شما را خبر کرد ؟ حضرت فرمودند : به آسمان نرفت تا آمد به سوی من و مرا خبر کرد.
مناقب ابن شهر آشوب (ج3 ص441)
برچسب:
نویسنده: حسن داوردان